پنجشنبه هجدهم بهمن 1386
اولي : قالب غزل
دست و پايم را كه عادتت ها ببست
عشق تو از اين دل بي كس گسست
يك نگاه كوچك و ماتي و منگي تا ابد
مانده بعد از تو براي اين دل بي سرپرست
من كه عادت كرده ام حتي به مرگ يار خود
فاتحه خوانيد از براي اين دل عادت پرست
قلب را عادت كه با زنجير بست
مرده ام در اين جهان باري چه پست
عشق رفت و عادتي جايش به من تحميل شد
نه !! عشق را من چه ساده داده ام دست به دست
خالي از دستان گرم تو شده اين دست سرد
ماند احسان در خماري سخت مست
نوشته شده توسط احسان در ساعت 12:10 | لینک
|