وقتت گرفتم ببخش ولی روی .... کلیک کن تا کل مطلب رو ببینی دایی جون باشه ![]()
ادامه مطلب
به تو گفته بودم که پا در جای پای تو میگذارم دایی
یه شعر کودک :( خیلی ابتدایی و .... هست اولین کاره کودکه دیگه ) در ضمن به زبان گفتاره
سعی نکنید به زبان نوشتار بخوانید
یه کرم خال خالی نشسته توی باغچه
انگار خوابیده روی پیاز چه
نگاش می کنم خیلی قشنگه
خالای تنش هفت هشتا رنگه
کوره بیچاره چشم نداره
کاشکی نمی شد اینطور آواره
از وقتی بابا باغچه رو کنده
داخل خونه اش افتاده سنگه
یه سنگ بزرگ در خونشه
نمی تونه کرم با سنگ بجنگه
گفتم بهتون که چشم نداره
فکر می کنه سنگ هست یه ستاره
این خانه بی فروغ تاریک است :
فروغ قصه ی ما بی فروغ شد
آخر هنوز این خانه تاریک است
وقت شکفتن تمام شد به خدا
گل نرویید که سخت نومید است
سیاهی خانه ی دلم به جذام نیست
بدون تو این دل غریب و نومید است
دلیل بودن من تو خوب می دانی
که بعد تو این دل چقدر غمگین است